سید احمدسید احمد، تا این لحظه: 19 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

دو تا مغز بادوم

خوشبختي

    به نظرشما خوشبختي چيست؟ شايد خوشبختي گرفتن دست پيرزني است براي رد شدن از خيابان يا شايد خوشبختي نگاه كردن به صورت مهربان پدري است كه جواني اش را برايت گذاشته تا بالندگي ات را ببيند شايد خوشبختي در آغوش كشيدن كودكي است كه دوستش داري يا شايد لبخند تو به همسرت،وقتي خسته از سركار مي آيد وپاكت ميوه اي در دست دارد خوشبختي شايد همين امروز توست اينكه كساني را داري كه قلبشان براي تو ميتپد خوشبختي شايد نگاه نگران مادرت باشد                              &n...
4 آذر 1390

بهانه

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار» تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند فاضل نظري ...
3 آذر 1390

بهشت كجاست؟

احمد عزيزم سلام يك سوال...به نظرت چرا ميگن بهشت زير پاي مادرانه خوب راستش را بخواي منم همه علت هاش را نميدونم اما بعضي از علت هايي را كه ديدم ميتونم برات بگم حالا از كجا شروع كنيم آهان يك فكر بكر از مامانم شما شروع كنيم چطوره؟ پس بيا بريم به چند سال پيش كه شما تازه از بهشت آمده بودي توي دل مامانم(احمد ما به مامانش ميگه مامانم) آن روزهاي اول مامانم حال زاري داشت و فشارش مي افتاد و ميرفت زير سرم كم كم كه توي دلش بزرگتر ميشدي ويار شديدي گرفت و طفلك نميتونست درست و حسابي چيزي بخوره البته اين ويار و گلاب به روتون _به هم خوردن حالش_تا روزاي آخر ادامه داشت و حسابي اذيتش كرد بعد از آن هم كه آقا تصميم گرفتند كه زود به...
2 آذر 1390

كمي آن طرفتر

اين دهمين يا يازدهمين لباسي بود كه، براي فرزندش توي اين ماه ميخريد كمي آنطرفتر مادري نگران سرما خوردن فرزندش بود،چون لباسي كه او را از سرماي زمستان حفظ كند نداشت. كمي آن طرفتر ...
2 آذر 1390

سلام

هر روز صبح كه از خواب بلند ميشويم دو تا فرشته مهربان هم با ما از خواب بلند ميشوند و به ما سلام ميكنند فرشته ها دوستهاي ما هستند كه كارهاي خوب و بد ما را توي دفترهاشون مينويسند هر روز صبح كه از خواب بلند ميشويم خورشيد مهربان هم از پشت كوه ها بيرون مي آيد و به ما سلام ميكند خورشيد مهربان براي ما روشنايي  و گرما مي آورد هر روز صبح درخت حياط خانه مان با ما از خواب بلند ميشود و به ما سلام ميكنند هر روز صبح گنجشك هاي پر سرو صدا روي درخت خانه مان دسته جمعي به ما سلام ميكنند و براي ما شور و نشاط مي آورند هر روز صبح آسمان،زمين،باران و خدا به ما سلام ميكنند پس يادت باشه هر روز صبح آنقدر سر حال و بانشاط از خواب بلند بشي تا بتوني جواب...
2 آذر 1390

معصوميت از دست رفته

سيد كوچكم سلام امروز بيا با هم از اين دنيا برويم(نترس)منظورم اين دنيايي است كه آدم بزرگها براي خودشان درست كردند،بيا با هم به عالم بچه گي و دنيايي پر از صفا و صداقت بريم دنيايي كه تو هنوز توي آن زندگي ميكني و من واقعا به اين دنياي تو غبطه ميخورم توي دنياي شما اگر كسي حرفي بزنه واقعيت داره اما توي دنياي ما از صد تا حرفي كه آدم بزرگا ميزنند شايد يكي اش واقعي باشه توي دنياي شما اگر اسباب بازي داشته باشي براي بازي با دوستات ميخواهي،اما توي دنياي ما اگر چيزي داريم براي سوزاندن دل دوستانمان است توي دنياي شما قهر ميكنيد تا قيامت و لحظه اي بعد قيامت ميشود،اما توي دنياي ما اگر قهر كنيم واقعا تا قيامت طول ميكشه دنياي شما كلك و...
2 آذر 1390